تيم ملي بسكتبال ايران كه خود را براي حضور در جام جهاني چين آماده ميكند، با حضور تمام ستارگان اسبق، سابق و اخير خود (و البته منهاي ارسلان كاظمي مغضوب) روند آمادهسازي را طي ميكند. صرف حضور همهي سرمايههاي بسكتبال در اين اردوها بعد از رسانهاي شدن اختلافات بين بازيكنان و مديران تيم، اتفاق مثبتي است. هرچند بعيد به نظر ميرسد كه ستارههايي مثل حامد حدادي و صمد نيكخواه بهرامي قصدي براي ادامهي حضور در تيم ملي داشتهباشند.
به هر حال و در عين شرايط بسيار سخت اقتصادي كه بر همهي فعاليتها حاكم است، تيم ملي در سه تورنمنت بينالمللي مختلف با كيفيت قابلقبولي حضور يافت. البته نتيجه در اين بازيها اصلاً اهميتي ندارد؛ اما روند بازيهاي تيم هم يك سطح مشخص را نشان داده، كه بسكتبال ايران تنها در بهترين روزهاي خود از اين سطح فراتر رفتهاست. عملاً به نظر نميرسد كه بتوان با سطح امكانات، آموزش و به خصوص مديريت و برنامهريزي بسكتبال بتوان از اين حد كيفيت عبور كرده و وضعيت بهتري براي بسكتبال رقم زد. واقعيت اين است كه با خداحافظي آخرين بازماندههاي نسل طلايي بسكتبال، عملاً رسيدن به همين سطح فعلي هم بسيار دشوار خواهد بود.
نكتهي بسيار نگرانكنندهي اردوهاي تيم ملي در سالهاي اخير آن است كه تقريباً هيچ بازيكن آيندهدار و جواني به اين اردوها معرفي نشده و همان تركيب قديمي و آشنا باز هم بهترين نفرات موجود براي تيم ملي هستند. نفراتي كه با اين كه به آنها برچسب "جوان" زده ميشود، اما طبق استانداردهاي جهاني، عملاً آنها هم تنها دو سه سال از زمان بازنشستگي فاصله دارند.
خالي شدن بسكتبال از پول، انگيزه، برنامهريزي و استعداد نكتهاي نيست كه بتوان آن را كتمان كرد. تنها افسوس روزهاي گذشته، چه روزهاي پرافتخار قهرماني و چه روزهايي كه در باد اين قهرمانيها خوابيديم و استعداديابي و جايگزيني بازيكنان را فراموش كرديم، براي اهالي بسكتبال باقي ماندهاست. افسوسي كه صد البته يادآوري آن تلختر است.
برچسب:
نویسنده: بهنام عابدی